قیام مختارإ خوب یا بد؟

به همین دلیل بیشتر به پیروزی فکر می‎کند تا نتیجه کارهایش؟ بله. بر همین اساس مردم باید آگاه باشند که اگر بخواهند دنیا و آخرتی شایسته داشته باشند، هم باید مخلص باشند و برای خدا کار کنند و هم باید مطیع امام زمان‌شان باشند. انسان نباید کاتولیک‌تر از پاپ باشد و از امام جلو بیفتد. نباید برای امام، خط و خطوط معین کند. یا این‎که بگوید اگر من با امام مشورت کنم، امام رأی مرا عوض می‎کند. این‎‎ها نشان می‎دهد که من تابع امام نیستم. خودم مطرح هستم. این جریان متأسفانه در تاریخ تکرار می‎شود و مختص به دوران مختار نیست. در عصر خود ما هم انسان‌‎هایی پیدا می‎شوند چه در فاز امامت و ولایت و چه در سطح پایین‌تر، ولایت فقیه و مرجعیت حرف دارند. میان شیعیان هستند کسانی‎که می‎گویند از بین قوانین اسلامی فلان قانون را قبول ندارم و مقابل حکم قطعی قرآن یا معصوم می‎ایستند. این «مختارگونه» عمل کردن است. مختار فراز و نشیب‌‎هایی در زندگی داشت و ادعای حب امیرالمؤمنین را هم داشت. امیرالمؤمنین در جنگ، عمروبن عبدود را به خاک می‎زند و چیزی نمانده که عبدود را به آن دنیا بفرستد؛ اما عبدود خدو انداخت بر روی علی/ افتخار هر نبی و هر ولی، آب دهان به‎صورت مولا انداخت. حضرت علی (علیه‎السلام) ناراحت شد، اما خشمش را فرو خورد و بعد از چند لحظه او را کشت. همان لحظه او را نمی‎کشد چون مخلص است و کارش

مختار قصد قربه‎الی‎الله نداشته. مختار می‎خواست خودش را راضی کند. استرضای نفس داشت. اگرچه رفتار و حرکت‌‎هایش برای شیعه دلخوش‎کننده بود

را فقط برای خدا انجام می‎دهد. نمی‎خواهد کوچک‌ترین خدشه‎ای به اخلاصش وارد شود. برخاست که خشمش فروکش کند. اگر مختار واقعا تابع امیرالمؤمنین بود، باید مثل ایشان با خدا معامله می‎کرد. نیتش را خدایی می‎‌‎کرد، نه این‎که با کینه بجنگد و در مقام انتقام برخیزد. امیرالمؤمنین (علیه‎السلام) در مدت کوتاه خلافت، با هیچ‎یک از دشمنان بر اساس عداوت و کینه ستیز نمی‎کند. معیار برای او، رضای خدا است و این‎که اسلام از مسیر صراط مستقیم جدا نشود و خط انحرافی خوارج، خط ستمگری صفین و فتنه جمل و خط انحرافی فتنه به‎وجود نیاید. برابر این‎‎ها می‎ایستد، نه برای خودش، برای اسلام و قرآن. برای زحمت‌‎های پیامبر و اعتلای مکتب جوانی که در مخاطره انحراف‌‎های عقیدتی و فکری قرار گرفته است. مختار اگر دنباله‌رو اهل‎بیت (علیهم‎السلام) بود، باید اولین سنگ ساختمان حرکت خود را بر پایه اخلاص می‎گذاشت، اما متأسفانه مختار آدم مخلصی نبود. 

نکته دوم که اهمیت آن کمتر از نکته اول نیست، عدم اطاعت از امام معصوم است. ممکن است عوام بگویند قتله کربلا را به سزای عمل‎شان رساند. وقتی حرمله کشته شد، امام سجاد (علیه‎السلام) خوشحال شدند. اتفاقا در همین چند هفته‎ای که این سریال پخش می‎شود، مراجعه‎‎هایی داشتم و بعضی نظرخواهی می‎کردند. به آن‎‎ها گفتم: آیا ملت ایران و ملت عراق و همه کسانی که در جنگ هشت ساله ایران و عراق آسیب دیدند، از افتادن طناب دار به گردن صدام خوشحال نشدند؟ همه خوشحال شدند که صدام به‎سزای عملش رسید، اما - در مثال مناقشه نیست - چه‎کسی او را به‎سزای عملش رساند؟ یک نفر از خودش بدتر! اصل عمل خوشحال‎کننده بود. کشتار قتله کربلا هم خوشحال‎کننده امام است و هم مأموم، اما به اذن چه‎کسی این کار انجام شد؟ آیا ایشان در خروج و آغاز قیام با امام زمان خود مشورت کرد؟ حتی انگیزه دیگری هم برای رسیدن به حکومت داشت. اگر عمرسعد ملک ری را می‎خواست، مختار حکومت همه عراق را می‎خواست و از آرزو‎ها و حسرت‌‎هایش این بود که یک روز بر عراق حاکم شود. این در اعتراف‌‎های خودش هم هست. 

سریال مختارنامه نکته‎‎های مثبت زیادی دارد. همه کار را تخریب نمی‎کنیم و انصاف این است که زحمت، کشیده شده است و جنبه‎‎های مثبت زیادی دارد. اما جنبه‎‎های منفی کار هم باید بازگو شود. تابلویی که با آن کیفیت از امام حسن مجتبی (علیه‎السلام) نشان داده شد، اصلا شایسته نبود. اما نقش زن در عاشورا در بخش زهیر بن قین به خوبی مطرح شد. این‎که زن باعث شود یک مرد عثمانی مذهب از یاران امام حسین (علیه‎السلام) شود و تا مرز شهادت برسد، خیلی ارزشمند است. صحنه‎‎های زیبایی از مبارزه‌ و شهادت زهیر بن قین نشان دادند. این کار قابل‎تقدیر است، اما بهتر است که کارشناسی بیشتری شود و با اهل خبره درباره موضوع بحث شود. جامعه ما باید بداند مختار در عین این‎که برای شیعه یک شخصیت محترم تاریخی است، چند نقطه منفی دارد که خیلی حساس و اعتقادی و ریشه‎ای است. اول این‎که اخلاص او محل تأمل است. خود او نیز اعتراف می‎کند که من کینه دارم. 

در ابتدا که مختار به‎کاروان امام حسین (علیه‎السلام) نپیوست، این ضعف شفاف است، اما زمانی‎که برای انتقام قیام کرد، چطور؟ آن موقع هم اخلاص نداشت و از سر کینه شخصی بود؟
بله و دلیل ادامه کینه را این می‎دانم که نوع کشتن‌‎های مختار، اسلامی نبود. اسلام مثله کردن را هیچ‌جا جایز نمی‎داند. امیرالمؤمنین (علیه‎السلام) یک ضربت می‎خورد، به امام حسن (علیه‎السلام) می‎گوید: به ابن ملجم یک ضربه بزن و بر این مسأله تأکید می‎کند. مثله کردن مربوط به زمان جاهلیت و عصر حجر است. در اسلام ما اجازه نداریم این کار را کنیم. فکر می‎کنم اگر بخواهند در سریال

در کربلا تابلو‎های زیبایی هست که باید برای مردم ترسیم شود. نباید فقط از اذیت و آزار و سختی‌‎های کربلا گفت.

آن‎طور که مختار عمل کرده، مسأله را نشان دهند، زحمت‎های‎شان به باد می‎رود. چون مردم عاطفه و احساس دارند و می‎گویند یک درگیری شد، یکی زد و یکی خورد و یکی هم انتقام گرفت. 

یعنی می‌شود یک تسویه‎حساب.
بله و انگیزه امام حسین (علیه‎السلام) در این میان گم می‎شود. چیزی که امام حسین (علیه‎السلام) برایش قیام کرد، اطاعت خدا و رسول و امر به معروف و نهی از منکر و احیای نماز بود. امام حسین (علیه‎السلام) نجات غریق است. آمده که انسان‌‎ها را از جاهلیت نجات دهد، بعد ما بگوییم حرکت مختار با این شکل 100 درصد قابل تأیید است؟ انگیزه نوع کشتن‌‎های مختار تداوم همان انتقام‌جویی و کینه است وگرنه می‎توانست همه قاتلان کربلا را قصاص کند. قرآن صراحتا می‎گوید: «الاذن بالاذن، العین بالعین و...» این قانون اسلام است و ما حق نداریم یک قاتل را این‎طور بکشیم. 

بعضی جا‎ها در روایت‎‎های معصومان داریم که می‎‎فرمایند خدا رحمت کند مختار را که انتقام شهدای کربلا را گرفت...
بله، اما عملش را تأیید نمی‎کنند. 

می‎‎خواهیم بدانیم در رد این افراط و انتقام‌جویی و مثلا نوع کشتن قتله کربلا هم نکته‎ای از امامان معصوم(علیهم‎السلام) آمده است؟
درباره مختار روایت‌‎هایی هست که گفتن آن خیلی جایز نیست. از نظر اعتقادی حب مختار به امیرالمؤمنین‌ (علیه‎السلام)، حبی نبوده که او را تابع کند. به همین دلیل می‎بینیم که اذن امام در کار‎هایش نیست. هر نهضت و هر حرکتی باید به اذن ولی فقیه یا امام باشد. مختار اسم با مسمایی دارد، مختار! یعنی صاحب اختیار، یعنی کسی که خودش کار‎ها را گزینش می‎کند و با کسی مشورت نمی‎کند. این می‎تواند برای ملت ما بصیرت ایجاد کند که کسی حق ندارد بدون اذن حاکم شرع، سیلی به‎صورت کسی بزند. ما باید تابع ولی فقیه و امام زمان باشیم. به همین دلیل حرکت‌‎هایی مثل قیام توابین و قیام زید که با اجازه و اذن امام نبوده مردود است و دلیل باطل بودن این حرکت‌‎ها همین بود که در نتیجه چهار امامی و پنج امامی شدند، و نتوانستند بارشان را سالم به منزل برسانند. 

اما وقتی تاریخ آن مقطع را مرور می‎کنیم، ظاهرا مختار نسبت به خیلی از آدم‌‎های برجسته زمان خودش از نظر اعتقادی بهتر و کامل‎تر بوده و تشخیص‎‎های بهتری دارد.
اتفاقا تشخیص مختار غلط بود، چون وقتی می‎خواست نظر بدهد نظر خودش را می‎گفت. حتی ابتدای امر گفت شناخت من نسبت به مردم کوفه از امام مجتبی (علیه‎السلام) بیشتر است. این جلو افتادن از امام است. در داستان کربلا هم همین‎طور است. در همین سریال نشان داد، وقتی گفتند چرا با امام سجاد (علیه‎السلام) برای قیام صحبت نکردی؟ گفت: ترسیدم سراغ ایشان بروم و نظرم را عوض کند! خب این چه معنی دارد؟ یعنی من خودم ایدئولوگ هستم. 

یعنی با عقل خودش استدلال می‎کرد و نتیجه می‎گرفت و آن را بر گفته امام ترجیح می‎داد؟
بله. دقیقا همین‎طور است. 

اما مختار به‎هرحال تشخیص داد که حق با امام حسین (علیه‎السلام) است و برای دفاع از او قیام کرد، این نکته‎ای بود که خیلی از بزرگان کوفه به آن نرسیدند.
بله. نتیجه کار مثبت است. خداوند در قرآن وعده داده ما جمعیتی را توسط جمعیتی از بین می‎بریم. آمریکا را می‎فرستیم، صدام و بعث را سرکوب کند و از بین برود. در دوره جنگ و حتی بعد از آن کسی باورش نمی‎شد نظام بعثی سرنگون شود. اما اارده خدا تعلق گرفت و شد. این اتفاق‌‎ها در تاریخ می‎افتد که بشر بداند اگر خدا بخواهد، حتی به دست افرادی که 100 درصد الهی نیستند، اهل باطل و جنایتکاران را سرکوب می‎کند. اما آیا کسی که این انتقام‌جویی را انجام داده، 100 درصد مورد تأیید امام زمانش است یا نه؟ مسأله این

اگر عمرسعد ملک ری را می‎خواست، مختار حکومت همه عراق را می‎خواست و از آرزو‎ها و حسرت‌‎هایش این بود که یک روز بر عراق حاکم شود. این در اعتراف‌‎های خودش هم هست.

است. این باید در جامعه جا بیفتد که ممکن است حرکت افراد به ظاهر مثبت باشد، اما ریشه کار، الهی و مورد تأیید نباشد، حتی خود عمل. ما در اسلام قطع عضو، مثله کردن و سوزاندن در آتش نداریم. این حرکت‌‎ها مورد تأیید رسول الله نیست که «رحمه للعالمین» است. قاتل باید به‎سزای قتلش برسد. عبدالمالک ریگی چه قدر از مردم را کشت و سرشان را برید؟ ما چه کردیم؟ نمی‎‎توانستیم سرش را ببریم؟ این نشانه کرامت و بزرگواری اسلام است. در کربلا تابلو‎های زیبایی هست که باید برای مردم ترسیم شود. نباید فقط از اذیت و آزار و سختی‌‎های کربلا گفت. حضرت زینب (سلام‎الله علیها) در حالی‎که آن همه داغ دیده، از آن سفر سخت و اسارت به مجلس ابن زیاد آمده، با خونخوار زمان و قاتل عزیزانش روبه‎رو می‎شود، ولی وقتی آن ملعون می‎‎گوید: کربلا را چگونه دیدی؟ می‎گوید: «و ما رأیت الا جمیلا» ندیدم جز زیبایی. باید اسلام را این‎طور معرفی کنیم، در این صورت قشری که با تحریک دشمن رو برگردانده، به‎سمت دین می‎آید. می‎‎گوید اسلام دین عزیزی است، برای انسان کرامت قائل است.
 
اگر مختار مشکل داشت، چرا امام حسین (علیه‎السلام) به مسلم گفت به خانه مختار برو؟ فقط به‎دلیل پیوند خویشاوندی نعمان و مختار؟
بله آن‎‎ها قوم و خویش بودند. این کارجنبه سیاسی داشت. مسلم در خانه مختار به‎دلیل همان پیوند خویشاوندی امنیت بیشتری داشت وگرنه می‎دانستند که مختار از نظر عقیدتی خیلی محکم نیست. همان‎طورکه دیدیم مختار در قضیه کوفه و مسلم تا آخر همکاری نکرد، هانی پای کار ایستاد، ولی مختار گرایشش را عوض کرد و محافظه کاری کرد. با محافظه کاری جان خودش را خرید. 

پس به‎نظر شما مهم‌ترین نقطه ضعف مختار ولایت پذیر نبودن او است؟
بله. مهم همین است و این نکته باید در جامعه جا بیفتد. مردم بفهمند کار مختار مثبت بود، اما تابع امام زمان خودش نبود. مردی از اصحاب امام صادق (علیه‎السلام) می‎گوید: من هر وقت کنار امام صادق نشستم، دیدم امام نام سلمان را می‎برد و می‎گوید: «سلمان! خدا رحمتت کند.»دلیلش را پرسیدم و اعتراض کردم که آقا چه قدر اسم سلمان را می‎برید؟ امام فرمودند: تو سلمان را نمی‎شناختی و نمی‎شناسی. او ویژگی‌‎های زیادی داشت اما مهم ترینش ولایت‎مدار بودن او است. سلمان کسی بود که وقتی امیرالمؤمنین راه می‎رفت، نگاه می‎کرد امام پایش را کجا می‎گذارد، دقیقا پایش را همان‌جا می‎گذاشت. سر دوراهی‌‎ها می‎نشست - این را دقیقا با عمل مختار مقایسه کنید - خواست امیرالمؤمنین (علیه‎السلام) و خواست خودش را در نظر می‎گرفت، خواست خودش را زیر پا می‎گذاشت و خواست امام را بر آن ترجیح می‎داد. دلیل این‎که اسم سلمان را زیاد می‎برم، این است که تابع محض علی بن ابیطالب (علیه‎السلام) بود این بیان امام صادق است. 

می‌شود خاستگاه لغزش‌‎های مختار را در گذشته او پیدا کرد؟
خب مختار در جوانی هم آدم متعبدی نبود. این‎که انسان به نماز و عبادت و تبعیت از امام زمان از اول جوانی فکر کند، خیلی مهم است. چرا حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه و شهدای کربلا به این‎جا رسیدند؟ چون از اول مخلصانه در خانه اهل‎بیت (علیهم‎السلام) بودند. اما مختار را به این سمت هل دادند. به این سمت کشانده شد. انگیزه مختار مشکل داشت. وگرنه اگر عبد صالح و بنده مخلص پروردگار بود، باید در رکاب امیرالمؤمنین و امام حسن حرکت می‎کرد. او با امام حسن (علیه‎السلام) رسما فاصله داشت و خط خودش را بر خط او مقدم می‎دانست. 

منبع :جهان نیوز

/ 3 نظر / 296 بازدید
منتظر

سلاممممممم چه جالب من در مورد مختار چیزی نمیدونستم تا فیلمشو دیدم و بعد هم حرفای این کارشناسو خوندم بیا پیشم منتظرم

amir

دانلود بهترینهای اینترنت, , دانلود رایگان فیلم و سریال و نرم

زینب

سلام واقعا جالب بود درسته وقتی به عقلم رجوع میکنم میبینم که کاملا درسته حرفاتون اجرتون با امام حسین